خرید بک لینک

شمر تصمیم خودش را گرفته بود! خون نه! اما وعده های ابن زیاد جلوی چشمش را گرفته بود…! . . بهرحال هر آدمی بهای دارد! بهایش را بدهی تا گودی قتلگاه هم می رود! . . بی تعارف! بی شک! ما که از آن بی بها هایش نیستیم! از آن عباس ها و از آن حبیب هایش نیستیم که هرچقدر هم ارزش را ببرند بالا ما حتی تکان هم نخوریم… آیا وقت آن نرسیده پیش از آنکه ابن زیادی پیدا شود و بهای ما را بپردازد تکانی به خودمان بدهیم؟! أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ (16 ، حدید) @jane_mohammad

برچسب: نویسنده: کاوه سلطانی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 1:34

بسم الله الرحمن الرحيم   اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ   که آهي بلند شدو ديوار ها شدند کاه گلي تا با زبان بي زباني سال ها نقل کنند ، سينه به سينهکه آه ، گٍلي ... گلي شد آسمان شبو خاک دست انداخت تا تبرک کندبيچاره ميخ ...ضربه محکم بود ...  اصلا مي داني چيست ؟!همه چيز از همانجا شروع کار شداصلا هرچه مي کشيم ز همان اول ظالم است ... که مادريتکيه بر ديوار کرد ...   بچه ها بي تقصيرند ؛مهر مادردر دل افتاده بودو کوچه تنگوتاريکو ...وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ

برچسب: نویسنده: کاوه سلطانی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 1:34

صفحه بندی